نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 مدرس دانشگاه

2 هیات علمی/دانشگاه آزاد قم

چکیده

شناخت‌حقیقت وجود انسان یکی‌از مهمترین شاخه‌های معرفت‌بشری و از جذاب‌ترین مباحث انسان‌شناسی در مباحث فلسفه بوده است. همواره یکی از سؤالات اساسی انسان این است‌که غایت‌وجودی او چیست؟و برای چه آفریده شده‌است؟ پاسخ این سؤال بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا ازسویی ارضاءکنندةمیل حقیقت‌طلبی انسان و از سوی دیگر، تعیین-کنندة روش زندگی اوست. موضوع غایت‌وجودی انسان در مکاتب مختلف در طول تاریخ موردبحث بوده‌است. اگر انسان به غایت وجودی خویش پی ببرد، می‌تواند تأثیر زیادی در حُسن انتخاب یا سوء انتخاب مسیرش در طول زندگی داشته باشد.
زیرا براساس حکمت‌صدرایی، انسان مسافری است‌که مقصد و مسیرکمال او را خداوندمتعال تعیین‌کرده‌است و به او امکانات و استعداد و اراده و اختیار داده‌است تا با حُسن‌انتخاب و ارادة خود، مسیرکمال و سعادت را بپیماید و به فوز و فلاح و قرب‌الهی برسد؛ و یا با سوء‌اختیار خودش در مسیر شقاوت و ضلالت‌گام بردارد.
این مقاله سعی‌کرده اندیشه های بدیعی‌که ملاصدرا دربارة این مسأله در آثار خویش بیان‌کرده، واکاوی نماید و به این نتیجه دست‌یافته‌که او غایت را همان حکمت‌حقیقی «معرفت‌وجود، صفات و فعل ‌خداوند و معرفت‌نفس و چگونگی‌معاد آن» می‌داند؛ و این حکمت‌حقیقی را با «سعادت‌عقلی» یکی می‌داند، و معتقد است؛ موجودی‌که سعادت‌‌حقیقی دارد به‌کمال‌نهایی خود رسیده‌ و او همان«انسان‌کامل» است.

کلیدواژه‌ها