نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه قرآن و حدیث تهران دانشجوی دکتری کلام امامیّه ‏

2 استادیار گروه فلسفه دانشگاه آزاد واحد تهران شمال ـ دانشکده علوم انسانی. ‏ ‏

3 دانشیار مؤسّسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران

4 استادیار دانشگاه علم و صنعت

چکیده

چکیده:‏
متکلّمان در ماهیّت نفس اختلاف نظر دارند که آیا نفس جوهر است یا نه؟ قائلین به جوهر بودن نفس دربارۀ مجرّد بودن یا نبودن ‏نفس اختلاف دارند. آرای متکلّمان متقدّم در مسألة تجرّد نفس با دیدگاه متأخّران متأثّرِ از فلاسفه تفاوت دارد. آنچه در آثار بیشتر قدما درباره ‏تجرّد نفس دیده می‌شود، چیزی جز قول به مغایرت نفس با بدن نیست. بسیاری از متکلّمان وجود هر نوع مجرّد، چه عقلی و چه نفسی، را ‏نفی می‌کنند و تنها خداوند را موجودی «مجرّد» به شمار می‌آورند. ‏حال آن‌که تأکید متکلّمان متأخّر بر تجرّد نفس است امّا حکما به امری ‏مجرّد می‌گویند که روحانی محض بوده و مخلوط با مادّه نباشد.نتیجه ی بررسی براهین آنکه: برهان مبتنی بر تجرّد ‏مفاهیم کلّی و برهان درک طبایع و مفاهیم کلیّه، نمى‌توانند تجرّد همۀ نفوس انسانى را اثبات کنند. همچنین، صرف صدور افعال نامتناهى ‏از نـفس نـاطقه مـستلزم‌ تجرّد‌ آن نیست. در برهان آگاهی قوّه عاقله به بدن در برخی موارد به دلیل باطل بودن یکی از مقدّمات، ناتمام ‏است. در ارزیابیِ دو برهان عدم ضعف نفس با وجود ضعف قوای جسمانی و عدم صدور دو اثر متّضاد از فاعل جسمانی نیز هر دو برهان، ‏اقناعی و ناتمام است. لذا، درواقع حقیقت نفس پشت پرده ابهام قرار دارد و کسی نتوانسته آن‌گونه که سزاوار است حقیقت آن را بیابد، جز ‏اولیای الهی که به عالم مجرّدات راه یافته‌اند. ‏

کلیدواژه‌ها

موضوعات