نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجو

2 هیئت علمی

چکیده

اصل علیت که بر اساس آن هر پدیدهای نیاز به علتی دارد، یکی از مسایلی است کمتر فیلسوفی است که پیرامون آن به بحث وبررسی نپرداخته باشد.این مقاله با روش تحلیلی،اسنادی ونقادی وبا هدف بررسی ومقایسه ماهیت علیت از دیدگاه ملاصدرا وهیوم نگاشته شده است.به نظر می رسد،ریشه انکار علیت درمنظرهیوم با مبانی معرفت شناختی او در نگرش به واقعیت‌های خارجی و ذهنی، یعنی اساس تجربی شناخت ارتباط داشت. از دیدگاهملاصدرا، علیت یک اصل فلسفی است که فهم دقیق و عمیق آن تنها از عهده عقل فلسفی بر می آید. و لذا بروز و ظهور آن نیز عمیق‌تر از تجربه، و در جهان عقلانی است. از این رو، تفسیر علیت ازنظرصدرا از سطح مشاهده و استقرا فراتر می‌رود و به یک اصل فلسفی تبدیل می‌گردد که در آن نسبت معلول به علت نوعی نسبت فقر و امکان وجودی است. ملاصدرا با تغییر دیدگاه وجودشناختی، اصل علیت را به نظریه تجلّی بازگرداند. این نظریه را می‌توان رویکردی عرفانی به اصل علیت تلقی کرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات