نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

هیات علمی

چکیده

در امورعامه از مسائلی بحث می شود که به قسم خاصی از موجودات اختصاص ندارد. یکی ازاین مباحث «بساطت وجود» است. ملاصدرا این بحث را در «منهج اول» کتاب اسفار مطرح نموده که ویژه مباحث امورعامه است. فیلسوفان مشاء حقیقت وجود را صرفا انتزاعی و ذهنی می دانند که عقل در تحلیل خود از اشیای جهان هستی به آن می رسد. اما ملاصدرا در آثار خود برای حقیقت وجود، واقعیتی عینی قائل است. یعنی حکمای مشاء، مسأله بساطت وجود را صرفا مربوط به عالَم ذهن، و ملاصدرا علاوه بر عالم ذهن، آن را به عالَم عین هم سرایت می‌دهد. این مقاله به روش توصیفی درصدد است که به این سئوال پاسخ دهد که جایگاه «بساطت وجود» درآثار ملاصدرا در قلمرو مفهوم وجود است یا حقیقت وجود؟ و ثمرات این مسئله چیست؟ و نتیجه حاصله آن است که بساطت مربوط به قلمرو حقیقت وجود است نه مفهوم آن. و مهمترین ثمره بحث «تشخص وجود»و «سلب احکام ماهوی» از وجود است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات