نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد قم

چکیده

چکیده:
عقد وکالت به اعتبار نقشی که در تسهیل امور و گشایش کارها از طریق اعطای نیابت ایفا می کند از رایجترین و پر کاربردترین عقود در جامعه است . منتها سوال مهمی که در مورد استفاده از این عقد مطرح است آن است که آیا انجام همۀ امور را می توان از طریق وکیل و با اعطای نیابت انجام داد یا فقط امور خاصی قابل توکیل می باشند . امور نیابت پذیر و تعیین معیاری برای آن در آثار فقها و حقوقدانان مورد توجه قرار گرفته که در مقالۀ حاضر سعی شده معیار هایی که برای تشخیص امور نیابت پذیر ازسوی فقها و حقوقدانان مطرح گردیده مورد بررسی قرارگیرد و اموری که نیابت پذیری آنها مورد تردید است تبیین گرددو در نهایت این دیدگاه مورد پذیرش قرار گرفته که همۀ اعمال حقوقی قابل توکیل هستند مگر اموری که مباشرت شخص در انجام آن شرط است و توکیل در آن با موانع قانونی و نظم عمومی مواجه است. در خاتمۀ بحث نیز مبنای نیابت نا پذیری سوگند ،اقرار، شهادت ، لعان و ایلاء موضوع تبصرۀ 2 مادۀ 35 قانون آیین دادرسی مدنی مورد بحث قرار گرفته حکم قانونگذار در توکیل ناپذیریِ مطلق اقرار مورد نقد قرار گرفته و اصلاح آن پیشنهاد شده است.
واژگان کلیدی: وکالت، نیابت پذیری ، نیابت ناپذیری، توکیل ،مباشرت

کلیدواژه‌ها

موضوعات